الشيخ محمد رضا المظفر ( مترجم : شيروانى )
138
أصول الفقه ( تحرير اصول فقه ) ( فارسى )
آن ، فوت فريضه صدق كند . و اما ادا در صورتى فرض مىشود كه انجام مأمور به اضطرارى در اول وقت جايز باشد ، مثلا در صورت نبودن آب ، مكلّف بتواند از همان آغاز وقت نماز ، تيمم كند ، كه به آن بدار گفته مىشود و نفس رخصت در بدار حاكى از مسامحهء شارع در تحصيل فرد كامل در صورت تمكن است . 4 . در صورت شك در وجوب قضا يا اداى مأمور به واقعى ، اصالت برائت جارى شده ، تكليف مشكوك نفى مىشود ، چون در اصل تكليف شك داريم . ب . امر ظاهرى مقصود از حكم ظاهرى در اينجا هر حكمى است كه هنگام جهل به حكم واقعى ، كه در علم خدا مقرّر است ، ثابت باشد ، خواه دليل آن اماره باشد خواه اصل عملى : « فالامر الظاهرى ما تضمّنه الاصل او الامارة . » بحث بر سر آن است كه اگر پس از عمل برطبق اماره يا اصل دانسته شود حكم واقعى به گونهاى ديگر بوده و آن اماره يا اصل مطابق با واقع نبوده است ، آيا امتثال امر واقعى در وقت و يا در خارج از وقت ، واجب است يا نه ؟ اين بحث را در سه قسمت پى مىگيريم : ب . 1 - اجزاء در اماره با يقين به خطا قول معروف نزد اماميه عدم اجزاء ، در صورت يقين به خطا ، است هم در احكام و هم در موضوعات . عدم اجزاء در احكام به خاطر آن است كه اماميه قائل به تخطئه هستند ، يعنى معتقدند كه مجتهد در مسير استنباط احكام شرعى از روى ادله ، گاهى به واقع مىرسد و مصيب است و گاهى به واقع نمىرسد و خطا مىكند . قول به تخطئه